آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

بدون عنوان

1394/5/12 10:46
نویسنده : شهرزاد
1,169 بازدید
اشتراک گذاری

درگیر دنیایی هستیم که روزهاش بی هدف میان و میرن

دنیایی فانی که هیچ چیز توش معلوم نیست

اینکه چرا هستی

چرا زندگی میکنی با این همه سختی

با این همه استرس

و یه روز وسط کارات و نگرانیات

یهو نقطه پایان رو میزارن

اینکه کارات رو به سرانجام رسوندی

خوب بودی یا بد

نماز خوندی

روزه گرفتی

نیکی کردی

بدون اینکه متوجه اینا باشی

یهو تموم میشه و تو میری

به دنیایی دیگه

که برعکس این دنیا

همه چیزش حساب و کتاب خاص خودش رو داره و خودم رو میگم

اصلا متوجه نبودم با طرز لباس پوشیدنم آرایش کردنم حرف زدنم و کلی بحثای دیگه چه به روز اعمال خودم اوردم

در کنار این ها

همسرت بچه ات

رو میسپاری به خدایی که تورو میبره

نمیدونم چرا

ولی دوست داشتم امروز اینطوری پستم رو شروع کنم

اهای

شهرزاد خانم

حواست به دور و برت به زمینی که توش زندگی میکنی

و حتی ادمهایی که باهاشون سرو کار داری

مادرت خواهرت مادرشوهرت  و.... همه اونایی به نوعی بهم ربط دارید باشه

بعد از کربلا

با اینکه خیلی اذیت شدم و واقعا با دوتا بچه خیلی خیلی خیلی سخت بود اما حال خوبی داشتم

سبک بودم

تو حرم حضرت علی

حرم امام حسین و... حس هایی رو تجربه میکردی که به نوع خودش بی نظیر بود

همه هم سفرهامون تا به حرم ها میرسیدن با نگاه به آنیتا گریه میکردن

و اونا هم واسطه شده بودن تا آنیتا خوب بشه

اشک هایی که از عمق وجودشون سرازیر می شد و نگاه ملتمسانه ای که تو اونو تو هیچ مردم دیگه ای پیدا نمیکنی

بعد از کربلا درگیر عوض کردن پرستار بچه ها بودم

دست انیتا شکست که خیلی اذیت شدیم و خداروشکر الان از آتل دراومده و خوبه

دکترش رو عوض کردیم و دکتر محولاتی برنامه جدید با پردنیزلون ک نسبت به داروهای قبلی بهتر بود اما شدیدا تپلش کرد

اتریسا هم هفته ای دیگه یکساله میشه .تو ده ماهگی راه افتاد و خیلی حالمون رو خوب کرد

اجی آنیتاشو خیلی دوست داره و باهاش همش دوست داره بازی کنه

دستشو میگیره تو خونه راه میبرتش

هلش میده

نازش میکنه

پنج تا وروجک دندون داره که باهمونا کلی مارو گاز میگیره

شدیدا به خودم وابسته س و خلاصه بچه دوم رو به همه مامانایی که بچه ای مثل آنیتا دارن

هنوز هم پیشنهاد میکنم

خودم تو مچ پام تومور بود که 12 خرداد جراحی کردیم

دکتر به عنوان کیست باز کرد و دید تومور هست و وحشت کرد

فرستاد پاتولوژی که شکر خدا بدخیم گزارش نشد ولی هنوز درگیرشم و پام درد میکنه

احتمال اینکه عمل مجدد بخواد هست و چون غضروفای پامو خورده باید پیوند بشه .

خدا خیر بده خواهر گلم رو که این مدت خیلی کمکم کرد و رفتم بستری شدم بیمارستان پیش بچه ها اومد موند.تا 15 تیرخونه بودم و بعدش برگشتم اداره.

برام دعا کنید دوستان که این وضعیت پام به خیر بگذره

کلاسای کاردرمانی آنیتارو هم با آقای دارویی و آقای عنبرا داریم

خانم رهنورد هم ذهنی کار میکنن و واقعا مسلط هستن

ایشون رو هم یه ماهی هست تو برنامه داریم

راه رفتن آنیتا یه مقدار بهتر شده ولی 90 درصد مشکلش هنوز ذهنی هست و هوشیاری پایینی که داره .خدا بزرگه میدونم اما طاقت ما کمه .

من و شهرام همچنان پشتکارمون رو حفظ کردیم

هنوز هم از شهرام ممنونم که یه پدر بی نظیره.

15 مرداد سالگرد عقدمون و تولد آتریسا هست .هوووووورا

 

پسندها (3)

نظرات (10)

همراه رایانه
12 مرداد 94 11:33
همراه رایانه مرکزی برای پاسخگویی به سوالات رایانه ای تلفن :9099070345 www.poshtyban.ir
مامانی
12 مرداد 94 14:14
سلام شهرزاد جون خیلی خوشحالم برات که خوبی امیدوارم روز به روز آنیتا جون بهتر بشه آتریسای گل رو میبوسم از راه دور کاش یه عکس از گل دخترات میذاشتی امیدوارم پای خودت هم خوب خوب بشه بهتر از روز اول
الهام
12 مرداد 94 16:18
سلام شهرزاد عزیزم خوشحالم که دوباره نوشتی و من دارم پست جدید میخونم اون هم با یه سبکی که خیلی دوست می دارمش برای پات خیلی ناراحت شدم و خداروشکر که خوش خیم بود، ایشالا که به زودی حالت بهبود پیدا کنه از راه افتادن آنیتا خیلی خوشحال شدم زیارتت قبول باشه عزیزم یکی از آرزوهای بزرگ من هم رفتن به زیارت نجف و کربلاست سالگرد عقدتون و تولد آتریسای عزیزم رو تبریک میگم و برای هر چهارنفرتون آرزوی خوشی و سلامتی دارم
بابا و مامان
12 مرداد 94 19:36
سلام عزیزم زیارت قبول خدا را شکر که حالتون خوبه ایشالاه بهتر هم میشید سالگرد ازدواجتون و همینطور تولد اتریسا عزیز و بهتون تبریک می گم ایشالاه همیشه شاد و سلامت باشید در کنار همدیگه با بچه های گلتون
بابا محمد
20 مرداد 94 9:26
سلام ، خیلی خوشحال شدم ، برای محیای من هم دعا کنین
مامان پری
21 مرداد 94 17:35
سلااااااام خااااااااااانووووومی چه عجب اومدی دلم برات یه ذرررررره شده بود. چه اتفاقایی برات افتاده. به همین پشت کارتون ادامه بدین و شاد باشین مطمئنم که ایام به کام میشه.مطمئنم.بوس بوس
مامان پری
9 اسفند 94 12:42
سلام خوبی؟ نه دیگه شما کلا اینجارو فراموش کردی و نمیای گیده. به یادت هستم .
تبادل لینک
9 آبان 95 15:23
نینجا لینک شما کاربر گرامی را به تبادل لینک سه طرفه دعوت می نماید با تشکر
الهه
5 آذر 95 15:10
سلام عزیزم اگه هنوزم به وب سرمیزنی یه خبری از خودتون بذار،حال آنیتا چطوره؟
ستاره
8 دی 95 18:21
چند ساعته که دارم پستاتو میخونم.با خوشحالی شروع کردم و با اشک و آه تموم....ولی چرا تموم شد؟؟؟؟چه بی انصافی که با خبرای خوب زندگیت تو این یه سال حال مخاطبین وبلاگتو خوش نمیکنی....بیا و بگو از خوشبختی و آرامشی که الان داری...بیا و از معجزه ای که رخ داده تو زندگیت تعریف کن....بیا و حال خوشتو با ما تقسیم کن...دلم خوشه به اینکه ورق برگشته و معجزه ای رخ داده و اونقدر خوشبخت و خوشحالی که وقت نمیکنی بیای وبلاگتو بروز کنی...خدایاااااا خودت مواظب زندگی این دوستم باش....الهی که خوشبخت باشییییییییی
شهرزاد
پاسخ
عزیز دلم حق باشماست اما متاسفانه معجزه که نه ولی کوچکترین اتفاقی که نیاز دارم به اینکه شاد باشم مدتیه دست نیافتنی شده ممنون از این همه محبت